تبليغاتX
هذيان هاي يك خواب گرد

کاش مرا لذت یک جور دگر زیستن/کاش مراعادت یک نوع دگر زندگی

خسته ازراه رسيدم،تلويزيون داشت سريا ل شهريار رو نشون ميداد من شيفته ي عشق شهريارم خلاصه انگار يه چيزي توي سينه ام با ل با ل ميزد آمدم توي اتاقم و كتاب هاي شعرم رو زير و رو كردم اما آرام نشدم يك دفعه اين غزل خط به خط نوشته شد انگار يك نفر ديكته مي گفت و من مينوشتم باورش خيلي سخت بود بعد يكي از آهنگ هاي اميد آمد تو ذهنم در به در گشتم وگيرش آوردم و چند بار گوش دادم :عجب شعر قشنگي واسه چشما ت سرودم / فقط خواستم بدوني چقدر ياد تو بودمتا آخر/ تقديمش ميكنم به توو تمام دلتنگي ها ت

 

گاه بادم ، گاه ابرم ، گاه بارا نيست دل

بي تودراين خاطرات كهنه زندانيست دل

مرگ تنها آرزويم بود باور ميكني؟

بي تو مردن نازنین یک زجر طولانيست، دل

دل ندارم ، دل نداري ،دل نمي خواهم ز تو

عادتش اين است دائم در پشيمانيست دل

ابرها را باد با خود ميبرد عاشق كند

مثل باران مثل دريا در پريشانيست دل

ميروي ، هرگز نمی خواهم فراموشت کنم

عشق يادش ميرود؟ جانا مگر فانيست دل؟

ميرسد روزي كه از ما قدر داني ميشود

دل سر اغاز است حتي حرف پايانيست دل

 

 

                                                امين كريمي

                                                  20/10/86

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 20:21 نويسنده الف/ک |

خوب مثلا سلام

مجتبی گفت من عجله دارم زود باش داستانات وبده کتاب وببندیم خواستم بگم من...بعد گفتم باشه بعد یادم افتاد به سوری گفته بودم من نمی تونم باشم واون گفته بود فعلا راجع بهش با کسی  حرف نزن منم قبول کردم

*

حامد ریش پرفسوری گذاشته اصلا فکر نکردم که بهش میاد یا نه یاد حرف خودم افتادم وقتی مامان میگفت این ادا اطفارارو از خودت در نیار زشت میشی شبیه افغانیا میشی عصبی میشدم میگفتم خوب بزار بشم

میگن بز بگن میگن افغانی میگم میگن اونی که گردنته غلادست بزار بگن بزار بگن بزار بگن

*

امروز حسین گفت یه شعر بنویس میخوام تو البومم بخونم گفتم من ترانه بلد نیستم من شاعر هم نیستم خندید وگفت پس چی هستی خندیدم وگفتم هیچی یه نسیم ملایم تو هوای سرد که فقط ادم وزجر میده یکم خیره شد بهم وگفت این چرت وپرتا رو از کجات در میاری خندیدم وگفتم نمی گم مشکل شرعی داره

*

مسعود یه گوشی اینگیج خریده مامان مثل همیشه اخم کردُ من یکم حسودیم شد ولی بهش افتخار کردم نمی دونم چرا هیچ وقت به خودم افتخار نکردم

*

دیشب مومنت و رو دیدم (فیلم اگه نمی دونید)با خودم گفتم اگر ادم یه روز حافظه کوتاه مدتش رو از دست بده واقعا چی میشه به نظرم خیلی وحشتناکه مجبوری برای اینکه اسن اونایی که دوسشون داری یادت نره روی تنت خال کوبی کنی من عاشق خال کوبیم ولی جرعتش وندارم

*

یک جک یادم اومد یه نفر پشت ماشینش مینویسه یا زهرا /یا هیچ کس

نمی دونم خندم گرفت یا نه ولی مامان فقط لبخند زد ومعین رودبر شد بعد که خندش تموم شد با خنده پرسید یعنی چی

و من زدم زیر خنده

*دکترا گفتن با پلاتین هم خوب نمی شه نمی تونیم عملت کنیم انعقاد خونت سریع نیست خیلی خطرناکه مجبوریم قطعش کنیم این تمام خوابی بود که دیشب دیدم خیلی گریه کردم خیلی

*یکی با دست گل پشت در اتاقم بود ولی فقط دست گلش ومیدیدم چقدر شبیه تو بود

*

مامان همیشه داستانام و ور انداز میکنه شاید بتونه بفهمه که اسم تو چیه ولی من دم لای تله نمی دم

تو همیشه تویی

+ تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 2:21 نويسنده الف/ک |

 

۱)

خيال مي كنم نرفته اي

ولي هميشه مثل يك گلوله

بسته راه اشك را

بغض لعنتي

و من خيال مي كنم كنار من نشسته اي و چاي مي خوري

تمام روز گريه مي كنم براي كوچه هاي گرگ و ميش

خاطرات ساده ي حوالي غروب

خاطرات خوب زندگي

و هي خيال ميكنم نرفته اي

خيال ميكنم پرنده ا م

خيال مي كنم نرفته اي

خيال مي كنم كه زنده ا م

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 ۲)

خسته مي شوم

بغض مي كنم

تو گريه ميكني

ذره ذره نور افتاب شيشه هاي مات را لمس ميكند

بغض مي كنم تمام راه را كنت ميكشم

باد توي كوچه راه ميرود

و عابري كه زل زده به بخت نامراد من

چقدر قبطه ميخورم

به روز هاي بچه گي

تو خسته مي شدي

من كه نيش خند ميزدم

تو اخم...

من گلايه ، شعر ، اشك

تو نيش خند

.

.

.

پشت خط سكوت ميكني

بغض كرده ام

تو گريه  ميكني

و باد كنت مي كشد به جاي من

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 ۳)

تمام راه اخرين نفر منم

درست سمت چپ

كناره مرد سالخورده اي كه چين گرفته

دور چشمهاي خسته اش

كنار بوفه

تمام راه فكر مي كنم كه

اخرين نفر منم

كاش سوار نمي شدم

 

+ تاريخ جمعه هفتم دی 1386ساعت 23:41 نويسنده الف/ک |