تبليغاتX
هذيان هاي يك خواب گرد - تقدیم به خدایی که هنوز همین نزدیکیست

کاش مرا لذت یک جور دگر زیستن/کاش مراعادت یک نوع دگر زندگی

اخر این پیاده رو یک راه باریک است تقریبا سمت چپ میدانی که همیشه کناره فواره اش را لجن گرفته تا انتها که بروی و اخرین بن بست و انتهای بن بست یک خانه اجریست که بوی یاس های پشت پنجره تما کوچه را پر کرده سرت را بالا بگیر در دلت ارزو کن که باشد گاهی خدا همین قدر که تصور میکنی نزدیک است شاید در را برایت باز کند آ ...راستی دلت را هم ببر اگر نه از همان را باز گرد

+ تاريخ چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 16:38 نويسنده الف/ک |